يحيى دولت آبادى
170
حيات يحيى ( فارسى )
كه ديگران با خواندن خط باسواد ميشوند و ما بايد باسواد باشيم تا خط را بخوانيم و بديهى است كه مراد از نقطهنظر عمومى است و اگر نه در هرجامعه اشخاص باهوش هستند كه با هرمشكل نبرد كرده خود را به مقصود ميرسانند . خلاصه در اين ايام نگارنده به كارهاى معارفى ميپردازد و از سياست خود را دور ميگيرد و سعى ديگران كه مرا باز آلودهء كار سياسى نمايند بىنتيجه ميماند چنان كه در قضيه طرفدارى از جامعه ملل رويداد بشرح ذيل . در اروپا و امريكا اختلاف كلمه در موضوع مجمع اتفاق ملل روى ميدهد اروپائيان يعنى متفقين اصرار دارند امريكا در مجمع اتفاق ملل عضويت بيابد ولى او نميپذيرد يكى براى آنكه نميخواهد خود را به كارهاى اروپا و غيره آلوده كند و ديگر آنكه ميداند مجمع اتفاق ملل تا روح حقيقى خود را بيابد طول خواهد داشت و اكنون آلتى است در دست متفقين براى رسيدن بمقاصد خود و تحميل كردن خسارت جنگ فوق العاده بر متحدين به قوت اين مجمع در اين صورت متفقين مجبور ميشوند مجمع را بىامريكائيان دائر كنند و در اين صورت لازم ميبينند دولتهاى ضعيف كه بتشويق آنها داخل مجمع شدهاند علاقمندى خود را بمجمع زياد ظاهر كنند و انگليس و فرانسه كه مهمترين بازيگران اين صحنه هستند ميكوشند رأيهاى موافق با رأى خود را در جامعه ملل زياد كنند مجتمعا در موضوعات مشترك و هريك منفردا در مصالح و منافع خصوصى از جمله ايران است كه بتشويق انگليسيان جزو جامعه شده است و انگليسيان تصور ميكنند با رابطه قرارداد يك رأى بنام ايران همه وقت و در هرموضوع بر عده رأيهاى موافق آنها افزوده مىشود اين است كه وزير خارجه ايران نصرة الدوله در اروپا با تلگراف رمز بوثوق الدوله ميگويد لازم است در تهران مجمعى براى طرفدارى از جامعه تشكيل شود از اشخاصى كه در اروپا مخصوصا ناشناس نبوده باشند و آن مجمع دو كس از اشخاص را كه اكنون در اروپا هستند بعضويت خود پذيرفته و همانها را بمجامع طرفداران جامعه ملل معرفى كرده نمايندهء خود قرار بدهد . وثوق الدوله در شانزدهم برج قوس يكهزار و سيصد و سى و هشت ( 1338 ه ) از نگارنده و چند تن ديگر دعوت كرده تقاضا مىكند مجمع مزبور را ما تشكيل